خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
613
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
اين امر خير ، خير يا شر است سودمند و مفيد است . در اينجا سخن پيرامون خيرات و نوافع ( كه در اين باب و ابواب ديگر مىتوان از آن بهره برد ) پايان مىيابد . و برحسب آن مىتوان در اشدّ و اضعف سخن گفت و انواع آن را اعداد نمود . فصل دوم : اشدّ و اضعف بهترين خيرها ، آن است كه عمومىتر و بادوامتر باشد . و امرى كه جهات نفع در آن اكثر باشد ، نسبت به امرى كه مطلوب بالذات باشد اولويت دارد . امرى كه به وجوه گوناگون خير باشد ، از امور زيادى كه خيرات تمامى آنها كمتر از آن امر باشد ، بهتر است ، امرى كه نفعش عظيمتر است بهتر خواهد بود ، مثلا حكمت كه نفعش شناخت و معرفت بارى تعالى است ، از عبادت كه منفعتش استحقاق ثواب است ، بهتر است . همچنين خيرى كه در پى خيرى ديگر باشد بهتر از آن است ( مانند پادشاهى كه بهتر از حرمت است ) . سبب خير فاضلتر بهتر از خير مفضول است ، مثلا كفايت كه سبب يسار است بهتر از جمال مىباشد . خير مستقر و پايدار ( مانند صحت ) بهتر از خير ناپايدار ( مانند لذت ) است . خيرى كه ما را از خير ديگرى بىنياز كند از آن خير بهتر است ( مثلا يسار كه ما را از تجارت بىنياز مىكند بهتر از تجارت است ) . خيرى كه مبدأش شريفتر و فاضلتر باشد بهتر است ، مانند نيكى و جودت رأى نسبت به شجاعت . غايت فعل بهتر ، بهتر مىباشد ، مانند ديدن نسبت به شمّ . امرى كه عزيز الوجود است بهتر است ، مانند زر . اما امرى كه نفعش به وجهى عامتر است از آن امر عزيز الوجود بهتر مىباشد ، مانند آهن . هر امرى كه فقدانش مضرتر است ، وجودش نافعتر خواهد بود . هر امرى كه راستتر و اصدق باشد بهتر است ، مانند هندسه نسبت به اخلاق . اما ممكن است امرى كه نافعتر است از امرى كه اصدق است بهتر باشد ، مانند طب نسبت به جرّ اثقال . علمى كه اطمينانآورتر و اوثق است بهتر است ، مانند علم توحيد . علم به امر بهتر نيز بهتر است . محبت به بهتر هم بهتر است . هر امرى كه شهرتش بهتر باشد بهتر است ، مانند عفت نسبت به لذت . امرى كه لذيذتر باشد بهتر است . امرى كه زيباتر باشد بهتر است .